محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

413

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آلوده داشتند ، شب را تا صبح در حال سجده و قيام به عبادت مىگذراندند و پيشانى و گونه‌ها را در پيشگاه خدا بر خاك مىساييدند ، با ياد معاد چنان ناآرام بودند گويا بر روى آتش ايستاده‌اند . بر پيشانى آنها از سجده‌هاى طولانى پينه بسته بود ( چون پينه زانوهاى بزها ) ، اگر نام خدا برده مىشد چنان مىگريستند كه گريبان‌هاى آنان تر مىشد و چون درخت در روز تندباد مىلرزيدند ، از كيفرى كه از آن بيم داشتند ، يا براى پاداشى كه به آن اميدوار بودند . واژه‌شناسى إخال : گمان مىكنم . الحمس : شدت گرفتن . الوغى : جنگ . قبل : جلوى هرچيزى . المنهاج ، منهج : راه روشن . السّمت : راه . شعثا غبرا : به افرادى گفته مىشود كه سرهايشان غبارآلود است و در اين جا منظور سخت‌گيرى و تندخويى افراد است . مادوا : مضطرب و نگران شدند . ساختار ادبى أشباه الإبل : مناداى مضاف و منصوب است . بكم : خبر « كأنّى » است .